close
تبلیغات در اینترنت
حضرت علی(ع) مظهر زیبایی ها

جادوی کلمات | سایت تفریحی , سرگرمی

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

آخرین ارسالی های انجمن وبلاگ نویسان

حضرت علی(ع) مظهر زیبایی ها

زیباترین برخورد با اقلیت های مذهبی

ـ روزی حضرت علی(ع) با یک مسیحی همسفر بودند. بعد از مسافتی، آن مسیحی گفت که مقصد من فلان شهر است و حضرت علی(ع) نیز فرمودند که مسیر من به کوفه است. پس از طی مسافتی به دو راهی کوفه رسیدند. مرد مسیحی از حضرت جدا شد و به راه خود رفت و مشاهده کرد که حضرت علی(ع) به راه کوفه نرفت و به دنبال او می آید. او با تعجب پرسید مگر شما به کوفه نمی روید؟ حضرت پاسخ دادند: بله من به کوفه می روم، ولی می خواهم شما را تا مسافتی بدرقه کنم؛ زیرا این دستور رسول خدا(ص) است. مرد مسیحی که تحت تأثیر این رفتار قرار گرفته بود، مسلمان شد.

در ادامه با ما همراه شوید »»»

حضرت علی(ع) مظهر زیبایی ها

زیباترین برخورد با اقلیت های مذهبی

ـ روزی حضرت علی(ع) با یک مسیحی همسفر بودند. بعد از مسافتی، آن مسیحی گفت که مقصد من فلان شهر است و حضرت علی(ع) نیز فرمودند که مسیر من به کوفه است. پس از طی مسافتی به دو راهی کوفه رسیدند. مرد مسیحی از حضرت جدا شد و به راه خود رفت و مشاهده کرد که حضرت علی(ع) به راه کوفه نرفت و به دنبال او می آید. او با تعجب پرسید مگر شما به کوفه نمی روید؟ حضرت پاسخ دادند: بله من به کوفه می روم، ولی می خواهم شما را تا مسافتی بدرقه کنم؛ زیرا این دستور رسول خدا(ص) است. مرد مسیحی که تحت تأثیر این رفتار قرار گرفته بود، مسلمان شد.

ـ در زمان حکومت حضرت علی(ع) زره آن حضرت گم شد. پس از مدتی آن را نزد مردی مسیحی یافتند. حضرت علی(ع) برای بازپس گرفتن زره با آن مسیحی نزد قاضی رفتند. حضرت فرمودند: این زره متعلق به من است. نه آن را فروخته ام و نه به کسی هدیه داده ام و حالا آنرا پیش این مرد پیدا کرده ام. قاضی گفت: شما ناچارید که برای ادعای خود شاهدی بیاورید. حضرت لبخندی زد و فرمودند: شما درست می گویید، اما من شاهدی ندارم. قاضی به نفع آن مرد مسیحی حکم صادر کرد. آن مرد پس از مدتی، برگشت و در حالی که به شدت تحت تأثیر رفتار حضرت قرار گرفته بود، گفت: این زره متعلق به حضرت علی(ع) است. پس از آن، ایمان آورد و مسلمان شد. او به جمع یاران حضرت پیوست و در جنگ نهروان نیز در رکاب ایشان جنگید.

ـ تعدادی از لشکریان معاویه به یکی از شهرهای تحت قلمرو حکومت حضرت علی(ع) حمله کردند و در طی جنایات خود، به زنی یهودی نیز حمله کردند و زیورآلاتش را به سرقت بردند. آن حضرت به شدت ناراحت شدند و یاران خود را شدیدا ملامت کردند و به شکوه فرمودند: اگر کسی از این حادثه دردناک بمیرد، جای تعجب نیست.

زیباترین رفتار با جوانان

روزی علی(ع) با غلام جوان شان، قنبر به بازار رفتند و دو پیراهن خریدند، یکی را به سه درهم و دیگری را به دو درهم. سپس به قنبر فرمودند: پیراهن سه درهمی را تو بردار. او گفت: مولای من، سزاوار است که شما لباس بهتر را بردارید. حضرت فرمودند: تو جوانی و مثل جوانان دیگر، به زیبایی علاقه داری. از آن گذشته من از خدای خود شرم دارم که لباسم از لباس تو بهتر باشد.

زیباترین سفارش به فرزند

حضرت علی در نامه ای خطاب به فرزند گرامی شان امام حسن(ع) می فرمایند: پسرم به کسی اعتماد و تکیه کن که تو را آفریده است و به تو روزی داده و کامل کرده است. باید او را عبادت کنی. به او توجه داشته باشی و از او بترسی.

ـ روی آوردن به قرآن: آنچه پدر مهربان ات را به تربیت تو واداشته، این است که در آستانه ورود به جامعه و زندگی ای و نیّت پاک و روح صافی داری. صلاح دیدم که در تربیت تو، از تعلیم قرآن و توضیح مطالب آن شروع کنم.

ـ ایجاد ارتباط با خداوند با دعا: دعا کلید گنج های خداوند است. هرگاه که بخواهی، می توانی با دعا کردن درهای نعمت خداوند را بازکنی و از باران رحمت اش بهره بری.

ـ نگه داشتن دوستان خوب: اگر دوست خوبی بخواهد از تو جدا شود، تا می توانی ـ حتی اگر برای تو زحمت داشته باشد ـ در نگه داشتن او بکوش و دوستی را با مهربانی و نزدیک شدن بیشتر به او حفظ کن. اگر او تندی کرد، تو رفتار نرم و خوشی داشته باش.

زیباترین رفتار در مقابل دشمنان

ـ در جنگ صفین، برخی از سپاهیان امیرالمؤمنین(ع) به معاویه و لشکریانش ناسزا می گفتند. حضرت از این کارشان ناراحت شدند و فرمودند: من از این بدگویی شما ناخرسندم. شما می توانید به جای فحش دادن، چگونگی کردار و رفتارشان را بیان کنید و شرح دهید. در آن صورت گفتارتان مؤثرتر و موعظه تان رساتر است. به جای ناسزاگویی از خدا بخواهید که شما و آنان را نگه دارد و بین تان صلح و صفا برقرار کند و آنان را از گمراهی نجات دهد و حق را به آنان بشناساند.

ـ حضرت علی(ع) نه تنها با تمام دوستان و دشمنان شان، به عدالت رفتار می کرد، حتی با قاتل خود نیز از روی انصاف و عدالت حکم کردند و فرمودند: اگر بر اثر این ضرب مُردم، در برابر ضربه قاتلم فقط یک ضربه بزنید و مبادا اعضای بدن اش را ببرید. حضرت علی(ع) در کمال بزرگواری، فرزندان شان را به آرامش دعوت کردند و از آنها خواستند که با ابن ملجم ملعون، برخوردی مناسب و انسانی داشته باشند، به او آب و غذا بدهند و از آزار و شکنجه او بپرهیزند.

 

 

پدید آورنده : سیدرضا باقریان موحد ، صفحه 25

منبع:http://www.hawzah.net

مطالب مرتبط

رپورتاژ آگهی

دانلود نمونه سوالات تستی و تشریحی آیین نامه راهنمایی و رانندگی+جزوات سیستم همکاری در فروش سبزگستر

خرید فروشگاه مسبی

نظرات ارسال شده

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی