close
تبلیغات در اینترنت
4 صفت نجاتبخش ...

جادوی کلمات | سایت تفریحی , سرگرمی

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

آخرین ارسالی های انجمن وبلاگ نویسان

4 صفت نجاتبخش ...

یکشنبه 05 مرداد 1393

4 صفت نجاتبخش ...

اغلب مردم کسی را که کمتر صحبت می کند و یا کمتر می خندد و سرش در گریبان خود است و... و مثلا دائما روزه است و عبادات فردی اش و احوال فردی خودش را مهم تر می داند، متدین تر و او را به نجات نزدیک تر می دانند. در حالی که انبیاء عمده وقتشان را در اجتماع و سر و کله زدن با مردم؛ آن هم بیشتر "مردم هدایت نشده" می گذراندند و "سخن گفتن" را از "سکوت" لازم تر و ارجح می دانستند و اساسا انبیاء عظام از جانب خدای متعال، مکلّف به "سخن گفتن" و ارتباط و تعامل بودند، نه سکوت و انزوا! اما بشر همیشه احساس کرده دوری از جامعه به دینداری نزدیک تر است شاید زمانی هم این طور بوده اما با ظهور دین کامل؛ اسلام ناب؛ دینی که زندگی اجتماعی در آن بسیار مهم است و تعامل صحیح و سازنده با مردم اهمیت فراوان دارد، جامعه گریزی فقط یک انحراف است و یک فرار.

در این نوشته به یک روایت برای نجات و سلامت بیشتر در تعامل با جامعه تقدیم می کنیم:

این فرمایش نورانی امام زین العابدین؛ علی بن الحسین علیه السلام است:

 أرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فیهِ كَمُلَ إسْلامُهُ، وَ مَحَصَتْ ذُنُوبُهُ، وَ لَقِیَ رَبَّهُ وَ هُوَ عَنْهُ راض:

[1] وِقاءٌ لِلّهِ بِما یَجْعَلُ عَلى نَفْسِهِ لِلنّاس،

[2] وَ صِدْقُ لِسانِه مَعَ النّاسِ،

[3] وَ الاْسْتحْیاء مِنْ كُلِّ قَبِیح عِنْدَ اللّهِ وَ عِنْدَ النّاسِ،

[4] وَ حُسْنُ خُلْقِهِ مَعَ أهْلِهِ.

 هركس داراى چهار خصلت باشد، ایمانش كامل، گناهانش بخشوده خواهد بود، و خداوند را در حالی که از او راضی و خشنود است ملاقات خواهد کرد:

 

در ادامه با ما همراه باشید ""

 

  1.تقواى الهى به طورى كه بتواند بدون توقّع و چشم داشتى، نسبت به مردم خدمت نماید.

در فرهنگ اسلامی ایرانی این معنا جا افتاده است که هر چه کنی به خود کنی؛ گر همه نیک و بد کنی، یا تو نیکی کن و در دجله انداز؛ که ایزد در بیابانت دهد باز. این به معنای نیکی کردن به دیگران، بی چشم داشت از آنان است، چرا که بازگشت این نیکی و احسان در نهایت به خود فرد است.

احسان کردن بی چشم داشت، از صفات و اسمای الهی است و شخص با این رفتار خویش مظهریت ربوبیت خداوندی را به نمایش می گذارد

 

در آموزه های قرآنی، نگاهی برتر به این رفتار ارزشی شده و از فرازی برتر، احسان به دیگران همان احسان به خود دانسته شده است.

پیرامون این قسمت از روایت می توان گفت که شخصیت کامل و تمام انسان، زمانی تحقق می یابد که شخص، انسانی خدایی شده و مظهریت ربوبیت یابد. احسان کردن بی چشم داشت، از صفات و اسمای الهی است و شخص با این رفتار خویش مظهریت ربوبیت خداوندی را به نمایش می گذارد.

گاه شخص احسان می کند و هر چند که چشم داشتی از دیگری که به وی احسان کرده ندارد، ولی در اندیشه بازگشت این احسان به شکلی دیگری می باشد این همان چیزی است که خداوند در آیه 40 نمل به شکل سپاس از دیگری همان سپاس از خود. یا 7 اسراء با جمله ان أحسنتم أحسنتم لانفسکم؛ احسان به دیگری همان احسان به خود می باشد تبیین نموده است.

2.  راستگویى و صداقت نسبت به مردم در تمام موارد زندگى.

راستگویی از اعمال نیكوی انسانی و نزد دین و خرد از جایگاه ویژه ای برخوردار است. فطرت پاك انسان ایجاب می كند كه آدم سالم و متعادل، دل و زبانش یكسو و هماهنگ باشد، ظاهر و باطنش یكی باشد و آنچه را باور دارد بر زبان جاری كند.

رهایی در راستگویی است. این جمله را همه آدم‌هایی که با دیگران مراوده می‌کنند قبول دارند. کسی که راستگوست دوست‌داشتنی هم هست و همه می‌دانند چگونه با او رفتار کنند. حالا اگر این راستگویی را زیر یک سقف ببریم، شیرین‌تر هم می‌شود. وقتی زن و شوهری با هم یک‌دل و یک‌زبان می‌شوند، زندگی آن‌قدر دوست‌داشتنی می‌شود که در سایه‌ی امن آن می‌شود با خیال راحت گذران عمر کرد.

 

راستگویان را چگونه بشناسیم؟

اگر بخواهیم خود را بیازماییم و بدانیم که راستگو هستیم و بر منش و روش راستگویان هستیم یا راستگویی را در دیگران بجوییم، می‌توانیم از نشانه‌هایی که قرآن بیان داشته بهره ببریم.

این نشانه‌ها به ما کمک می‌کند تا راستگویان راستین را از دروغگویان شناسایی کنیم و در دام حیله‌های آنها نیفتیم.

نخستین نشانه‌ی راستگویی تطابق قول و عمل شخص است. اگر گفتار شخص با رفتار وی مطابقت نداشت، وی را باید از دروغگویان یا دست کم کسانی دانست که راستگو نیستند.

اصولاً  کسانی که اهل راستگویی هستند برای مردم دل می‌سوزانند و برای رهایی مردم تلاش می‌کنند و آنان را از اسارت و بندگی و بردگی رهایی می‌بخشند. از این‌روست که اهل انفاق هستند و می‌کوشند تا با کمک‌های مالی خویش دیگران را از بند بردگی برهانند. بنابراین اگر موردی دیده شد که شخص می‌کوشد تا مردم را برده و بنده‌ی خود کند، در حقیقت او فریبکار است؛ از این رو راستگویان اهل انفاق و کمک به دیگران و انسان‌های نوعدوستی هستند که دستگیر هر در راه مانده‌ای هستند و در فکر کمک به حاجتمندان، فقیران، یتیمان و ناتوانان هستند و به آخرت ایمان داشته و نماز را به پا می‌دارند و زکات مال خویش را می‌پردازند و اهل وفای به عهد هستند. (سوره‌ی بقره)‌

صداقت معجزه می کند

فردی چهار گناه بزرگ را خیلی دوست می‌داشت. گویا به آن عادت کرده بود. روزی توفیق شرفیابی به محضر حبیب و بهترین مخلوق خدا، حضرت محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) را پیدا نمود. در محضر نورانی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نشست. بعد از مدتی که به صورت نورانی او نگاه کرد و به صحبت‌های ایشان گوش داد، به شدت تحت تأثیر نورانیت و معنویت حضرت قرار گرفت. به همین علت رو به حضرت کرد و عرض نمود:

«اى رسول خدا! چهار گناه را خیلی دوست دارم: ارتباط جنسی نامشروع، شرابخوارى، دزدى و دروغ. اما هر کدام را که بفرمایید به خاطر شما ترک مى‌کنم».

حضرت فرمود: «دروغ را رها کن». مرد رفت و تصمیم به رابطه نامشروع گرفت؛ اما با خود گفت: اگر پیامبر از من بپرسد [که زنا کرده‌اى یا نه؟] اگر انکار کنم، قولى را که به ایشان داده‌ام شکسته‌ام و اگر هم اقرار کنم، حد مى‌خورم». تصمیم گرفت دزدى کند، بعد تصمیم گرفت شراب بخورد؛ اما هر بار همین فکر را با خود کرد. لذا نزد رسول خدا برگشت و عرض کرد: «شما راه را بکلى بر من بستید؛ من همه این کارها را رها کردم».[ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج 6، ص 257]

 

3. رعایت حیا نسبت به تمام زشتى هاى شرعى و عرفى.

حیا یكی از مهم‌ترین صفات نفسانی است كه تأثیر فراوانی بر حوزه‌های مختلف زندگی اخلاقی ما دارد. نقش بارز این تأثیر، بازدارندگی است.

«حیا» در لغت به مفهوم شرمساری و خجالت است كه در مقابل آن «وقاحت» و بی‌شرمی قرار دارد. (ابن منظور: لسان العرب، ج 8، ص 51؛ مفردات الفاظ القرآن، ص 270، و ابن اثیر: نهایه، ج 1، ص 391)

حیا در اصطلاح عبارت است از: محصور كردن و انفعال نفس از ارتكاب محرّمات شرعیه و قبائح عقلیه وعرفیه، به جهت این‌كه نكوهش نشود.

حیا چیزی است که عموم انسان‌ها متصف به آن هستند زیرا اگر حیا در وجود کسی نباشد هیچ وقت بدی را بدی و فحشا را  فحشا نمی داند  چنانکه در حدیث نبوی وارد است که آن حضرت (صلی الله و علیه وآله) فرموده اند: (اذا فاتک الحیا فافعل ما شئت) هر گاه حیا در وجودت نبود هر کاری می خواهی بکن. چرا که در نبود حیا انسان نمی تواند خوب وبد را تشخیص بدهد.

اصولاً کسانی که اهل راستگویی هستند برای مردم دل می‌سوزانند و برای رهایی مردم تلاش می‌کنند و آنان را از اسارت و بندگی و بردگی رهایی می‌بخشند

4.  خوش اخلاقى و خوش برخوردى با اهل و عیال خود.

از مهم ترین شرایط زن و شوهر در زندگی، خوش اخلاقی و رعایت اخلاق حسنه نسبت به یکدیگر است. خوش اخلاقی در همه جا و از همه کس پسندیده است، ولی از زن و شوهر، در محیط خانه پسندیده تر است. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

احسن خلقک مع اهلک و جیرانک و من تعاشر و تصاحب من الناس.

اخلاقت را با اهل و عیال و همسایگان و دوستان و همنشینان نیکو گردان.

از سوی دیگر، زن و شوهر موظفند در برابر بد خلقی دیگری، خویشتن دار باشند. صبر پیشه کنند و پاسخ بدخلقی همسر را با بدخلقی ندهند. چنین واکنشی سبب فروکش کردن خشم طرف مقابل و تنبه و سازندگی او می گردد و پاداش معنوی را نیز در پی دارد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در این باره می فرماید:

من صبر علی خلق امراة سیئه الخلق و احتسب فی ذلک الاجر اعطاه الله  ثواب الشاکرین.

کسی که بر رفتار زن بداخلاق خود صبر کند و در این کار امید پاداش داشته باشد، خداوند ثواب شاکران را به او عطا می فرماید. 

امام علی علیه السلام فرمود: «همواره با زنان مدارا کنید و با آنان به نیکی سخن گویید تا آنان نیز سخن نیکو بگویند.»

 

فرآوری: زهرا اجلال             

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان

 

برچسب ها

مطالب مرتبط

رپورتاژ آگهی

دانلود نمونه سوالات تستی و تشریحی آیین نامه راهنمایی و رانندگی+جزوات سیستم همکاری در فروش سبزگستر

خرید فروشگاه مسبی

نظرات ارسال شده

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی