close
تبلیغات در اینترنت
شوخی های جالب و خنده دار شبکه های اجتماعی ۳۱ مرداد ۱۳۹۳

جادوی کلمات | سایت تفریحی , سرگرمی

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

آخرین ارسالی های انجمن وبلاگ نویسان

شوخی های جالب و خنده دار شبکه های اجتماعی ۳۱ مرداد ۱۳۹۳

اس ام اس طنز، جوک های جدید، جملات بامزه و لطیفه های باحال فیس بوکی

111

+ در ادامه با ما باشید »»»

شوخی های جالب و خنده دار شبکه های اجتماعی ۳۱ مرداد ۱۳۹۳

اس ام اس طنز، جوک های جدید، جملات بامزه و لطیفه های باحال فیس بوکی

111

- محققان به تازگی کشف کردند علاوه بر اینکه هرچی “سنگِ” واسه “پای” لنگِ
هرچی “زنگِ” هم واسه “دستِ” بندِ!…

 

۲- مورد داشتیم طرف موقع سرخ کردن سیب زمینی حتی یه دونه شم نخورده!
“برگرفته از کتاب پنگوئن ها پرواز می کنند”

۳- مورد داشتیم پسره زنگ زده ۱۱۰ گفته:
به دادم برسید دو تا دخترا دارن سر من دعوا میکنن
پلیس اومده گفته: خب دعوا کنن تو چرا ترسیدی؟
پسره گفته: آخه اونکه زشت تره داره برنده میشه

۴- به یارو میگن شماها چرا فقط با دخترعموهاتون ازدواج میکنید؟
چرا با دختر خاله هاتون ازدواج نمیکنید؟
میگه آخه نمیشه!
میگن چرا نمیشه؟
میگه آخه خودشون پسرعمو دارند!

۵- قدیما داماد سر خونه شدن ننگ بود، الان پرتاب سه امتیازی محسوب میشه : ))

۶- آخرین جملات یک سوسک هنگام کشته شدنش توسط یک مرد:
بکش… آررره بیا منو بکش تو حسودیت می‌شه
از اینکه زنت از من می‌ترسه ولى از تو نمی‌ترسه : ))

۷- کیفیت مواد غذایى به حدى پایین اومده که کالرى اى که به بدن میدن صرف جویدن میشه
براى قورت دادن، هضم و دفع کردنشون باید از خودمون کالرى بذاریم!!

۸- به بعضیا باید گفت: آفرین بر تو، مرحبا که این قدر صبوری
میتونی خودتو روزی ۲۴ ساعت تحمل کنی ولی ما چند دیقه بیشتر نمی تونیم!

۹- طرف ی جور قیافه گرفته که قیافه اونجوری نمیتونه طرفو بگیره!

۱۰- نحوه پسته خوردن ایرانیها:
همزمان یکى در دهان یکى در دست و دیگرى هم تحت نظر!!

۱۱- در مورد مشکلاتتون درد و دل نکنید
یه لحظه اروم میشی تا یه عمر سنگینی یه نگاهو تحمل باید کنی!!

۱۲- “دیدى گفتم” و ” تقصیر خودت بود”
بدترین جمله هایى هستن که یه آدم سختى کشیده میتونه بشنوه
“فردا اعدام میشى” با اختلاف زیاد سومه!!

۱۳- من از شرایط ازدواج، فقط شناسنامه اش رو دارم!

۱۴- تو خونه ما مهم نیست خودت دوست داری کدوم کانالُ ببینی
مهم اینه که نذاری بقیه کانال مورد نظرشونُ ببینن!!

۱۵- تو یخچال ما تنها ظرفی که صادقه ظرف پنیره… والا…
در قابلمه رو بر میداریم توش خیاره ظرف حلوا شکری رو باز میکنیم توش پیاز داغه
شیشه مربا رو باز میکنیم توش رب گوجس
بطری نوشابه رو باز میکنی توش عرق نعناس
بد زمونه ای شده

۱۶- گفتم دکتر آبریزش دارم
یه چوب کرد تو حلقم گفت لوزه ت بزرگ شده، شما اژسزسازنتوم فزسم دارى
گفتم خب ممکنه سرماخورده باشم
گفت اونم بعید نیست!

۱۷- سرزده رفتیم خونه یکی از آشناها
بچه صاحبخونه گفت: عمو ما میدونستیم شما میاین خونمون
گفتم: عزیزم ازکجا می دونستین؟
جواب داد: مامانم چای آورد تفاله چایی اومده بود روی استکان بابام؛
بابام گفت الان یه خری میاد خونمون!!

۱۸- به نظر من از این به بعد اگه با منجنیق پرتابمون کنن سمت مقصد،
امن تر از سوار شدن تو هواپیماست!

۱۹- همه ی جذابیت یه دختر به لوس بودنشه، بقیه با یه دستمال مرطوب پاک میشه!

۲۰- کُزت اگه میدونست تا دخترای ایرانی دو تا استکان میشورن مینویسن “یک کزت هستم”
همون موقع جلوی خانواده تناردیه خودسوزی میکرد : ))

۲۱- یه روز یکی از حیوانات نادر میمیره نادر میره یه حیوانه دیگه میخره!

حالیت نشد؟ خو تقصیر من چیه به جای توجه به درس استاد به کلیپس دختره نگاه میکنی؟

۲۲- درسته که من در نگاه اول جذاب نیستم
ولی یه جایی بین نگاه چهل و سوم تا شصت و هفتم جذابم!
متاسفانه کسی اینقدر نگاه نمیکنه!

۲۳- مورد داشتیم دختره رفته پمپ بنزین یارو بهش گفته آزاد یا دولتی دختره گفته پیام نور
دو نفر سکته کردن، یک نفر غش کرده، دولتم سهمیه بنزینه جایگاه قطع کرده : ))

۲۴- ش خ چیست؟
مخفف شب خوش است که وقتی دو طرف از یکدیگر دلخور باشند بکار برده میشود!!

۲۵- نیازمندیها: به یک نفر مسلط به اوضاع نیازمندیم!

۲۶- پسرا همشون خوشگل و خوش استایل و جذابن
البته از دور، خیلی دووووور، حدودا ۱۵ تا ۲۰ کیلومتر!

۲۷- مــن اگــه دخــتر بودم…
زبــونم لال … خـدا نکـنه … من چِم شده امروز؟
چرا دارم کفر میگم؟ خدایا توبه … توبه ..

۲۸- همه این خاطره هایی که دهه هفتادیا با کلیپساشون دارن دهه شصتی ها با اوپل هاشون داشتن!

۲۹- با جیب خالی فقط می شه فکر و خیال کرد

۳۰- کاش علاوه بر بله برون، یه مراسم «نخیر برید گم شید بیرون» هم داشتیم

۳۱- پراید زدن با هفت تا ایربگ، خب آخه پراید با اون وزنش هفت تا ایربگش باز شه که بالون می شه می ره هوا!

۳۲- ملت به در می گن که دیوار بفهمه، ما به در می گیم خود در هم متوجه نمی شه متاسفانه

۳۳- من نه خر درون دارم که احساساتی شه، نه سگ درون که پاچه بگیره. من فقط یه خرس درون دارم که یا خوابش میاد یا گشنشه

۳۴- آقا یه سوال فنی دارم. کیا تا حالا خواستگار دیدن؟ از فاصله ۱۰ متری و پشت شیشه هم قبوله

۳۵- درسته که من در نگاه اول جذاب نیستم ولی یه جایی بین نگاه چهل و سوم تا شصت و هفتم جذابم فقط متاسفانه کسی اینقدر نگاه نمی کنه

۳۶- طرف می خواسته شیشه نوشابه رو بذاره توی یخچال جا نمی شده
یه کم از نوشابه خورده دوباره امتحان کرده شاید جا بشه

۳۷- قبلا به گربه ها پخ می کردیم سه متر رو هوا بودن، حالا از کنارمون رد می شن یه نگاه معنادار چند ثانیه ای هم می کنن. کم مونده به نشانه افسوس سرم تکون بدن.

۳۸- آخرین جملات یک سوسک هنگام کشته شدنش توسط یک مرد: بکش… آررره بیا منو بکش، تو حسودیت می شه از اینکه زنت از من می ترسه ولی از تو نمی ترسه.

۳۹- مورد داشتیم پسره با آرایش رفته بیرون خواهرش غیرتی شده، زدتش

۴۰- تو اخبار می گفت، از هر پنج نفر یک نفر از اسهال رنج می برد
این یعنی اون چهارتای دیگه لذت می برن؟

۴۱- پسر داییم توی کل عمرش تنها دو سه تا شعر خونده اونم توی دوران دبیرستانش برای گرفتن نمره. بعد امروز بعد از درگذشت سیمین بهبهانی توی فیس بوکش نوشته بود: آه ای نیمای غزل مان کجا رفتی به این زودی، بی تو چه باید کرد با این همه دوری با ضمیمه آهنگ چرا رفتی چرا رفتی چرا من بی قرارم! خلاصه این روزها از این پسر دایی های ما زیاد پیدا می شن

۴۲- آقا پولدار که باشی
کچلیت شیک و قشنگه
شیکم گندت مردونس
چاقیت بانمکه
تیکه های بی مزه ت هم به دل می شینه

۴۳- دخترا بعد از خرید:
عزیزم این مانتو چند؟
۶۵۰ هزار تومان
اوووووووه چه ارزون
پسرا بعد از خرید:
داداش این زیرشلواری چند؟
سه هزار تومان
خاک تو سرت
یارو قیافتو دیده فهمیده اشکولی

۴۴- امروز دختر همسایمون ازم پرسید گوشیتو بالاخره فارسی کردی یا نه؟
منم گفتم نه نبردم هنوز چون باید Root بشه
یهو کاملا جدی گفت: خب بده یکی ببره که روش بشه!
دوستان، کیا میان خودکشی؟

۴۵- مشکل خانم ها از اونجا آغاز می شه که لاک جدیده رو می زنن
حالا باید براش شلوار و پیرهن و کفش و کیف و مانتو و روسری جور کنن

۴۶- زن ها گاهی اوقات چیزی نمی گویند
کفگیر پرت می کنند

۴۷- کم کم داریم به یوم القاطی نزدیک می شیم، یعنی روزهایی که کولر رو روشن می کنی یخ می زنی، خاموش می کنی آبپز می شی

۴۸- سر زده رفتیم خونه یکی از آشناها، بچه شون گفت عمو ما می دونستیم شما میاین خونمون. گفتم از کجا؟ گفت مامانم چایی آورد تفاله چایی اومده بود رو استکان بابام. بابام گفت الان یه خری میاد اینجا!

۴۹- روغن پالم اولش که لو رفت روغن صنعتی لاستیک سازی بود، بعد شد خوراکی مضر، حالام شده خوراکی. چند وقت دیگه بابت ریختنش تو شیر جایزه هم می خوان

۵۰- به یکی می گن تنبلی مادر همه بدبختیاس؛ طرف می گه ولی مادر احترامش واجبه

۵۱- تو امتحان شهری، سرهنگه به طرف می گه روشن کن برو عقب. طرف ماشینو روشن می کنه می ره صندلی عقب می شینه

۵۲- موقع استفاده از خودپرداز بعضیا یه جوری بهت زل می زنن که مجبور می شی به جای پنج تومن، ۲۰ تومن بگیری که آبروت نره

۵۳- هر زنی برای شناخت مردان کافیست یکی از آنها را خوب بشناسد ولی یک مرد حتی اگر با تمام زن ها آشنا باشد، یکی از آنها را هم خوب نمی شناسد.

۵۴- نام شوهر در زمان های مختلف
زمان آشنایی: مرد رویاهام
زمان نامزدی: عشقم
زمان ازدواج: هم نفسم
بعد از یک ماه: جان دلم
بعد از دو ماه: سایه سرم
بعد از سه ماه: شوهرم
بعد از یک سال: آقا بالاسر
بعد از دو سال: بخور و بخواب
بعد از سه سال: نره غول
بعد از چهار سال: لندهور
پنج سال بعد: مفت خور نمک نشناس
۱۰ سال بعد: خبر مرگت ایشالله

۵۵- اومدم خودکشی کنم همینجوری رفتم وسط اتوبان
آقا ماشینا منو دریبل می زدن و رد می شدن
یکیشون برگشت گفت مرتیکه مگه قیمت دلار دستت نیست، لوازم یدکی گرون شده!
هیچی دیگه، دپرس شدم برگشتم خونه

۵۶- یه بار هم رفتم دست کشیدم رو آفتابه، ازش یه غول اومد بیرون…
بهم گفت: آرزو کن
گفتم: یه خونه می خوام
گفت: خب من اگه خونه داشتم تو آفتابه می خوابیدم؟
خیلی منطقی بود لامصب

۵۷- دستفروشه تو میدان کتاب «چگونه ثروتمند شوید» رو می فروخت؛ بهش گفتم چرا خودت این کتاب رو نخوندی؟
گفت برو داداش مشتری نیستی چرت نگو

۵۸- قضیه فانتزی و افق رو واسه بابام تعریف کردم
حالا هر وقت ازش پول می خوام
میره تو افق محو می شه

۵۹-ﺧﺎﻟﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮﺵ ﺁﺏ ﭘﺮﺗﻘﺎﻝ ﺑﺪﻩ ﻭﻟﯽ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﺩ. ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﺪﻩ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﺪﻡ. ﺑﻌﺪ ﺑﺮﺩﻣﺶ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻕ، ﻫﻤﺸﻮ ﺧﻮﺩﻡ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﻭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺧﺎﻟﯽ ﺭﻭ ﺩﺍﺩﻡ ﺧﺎﻟﻪ ﮔﻔﺘﻢ ﻫﻤﺸﻮ ﺧﻮﺭﺩ. ﺍﻭﻧﻢ ﮔﻔﺖ ﺧﺪﺍ ﺧﯿﺮﺕ ﺑﺪﻩ!! ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯﻩ ﺷﮑﻤﺶ ﮐﺎﺭ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ، ﺗﻮﺵ ﻣﺴﻬﻞ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ :| ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ، ﺍﻻﻥ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺍﯾﺰﯼ ﻻﯾﻒ ﻧﺸﺴﺘﻢ ﻭ ﻭﺍﺳﺘﻮﻥ ﻣﻄﻠﺐ مینویسم
واسم دعا کنین…

۶۰-ًًًًًًًالان بچه شیش ماهه تخت دو نفره داره
واسش موزیک لایت میذارن
با نور کم
تا بخوابه اونوقت زمان ما میذاشتنمون رو پاهاشون به حالت سانترفیوژ….
انقد تکونمون میدادن تا پلاسمای خونمون جدا میشد میرفتیم تو کما ..
بد میگفتن چه معصومانه خوابیده!!! :|

113

منبع:سایت پرندک

 

بازنشر شده توسط سایت تفریحی جادوی کلمات

 

مطالب مرتبط

رپورتاژ آگهی

دانلود نمونه سوالات تستی و تشریحی آیین نامه راهنمایی و رانندگی+جزوات سیستم همکاری در فروش سبزگستر

خرید فروشگاه مسبی

نظرات ارسال شده

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی