close
تبلیغات در اینترنت
برنامه خنداونه تنها برنده تلویزیون در سال 94,

جادوی کلمات | سایت تفریحی , سرگرمی

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

آخرین ارسالی های انجمن وبلاگ نویسان

دارودسته خیلی باحال ها یا الکی خوش ها؟

خنداونه تنها برنده تلویزیون در سال 94

 
محمد سرافراز اگر بخواهد سرش را بالا بگیرد و سینه سپر کند و بگوید رسانه اش در سالی که گذشت از باب اثرگذاری اجتماعی از طریق برنامه ریزی تلویزیونی کاری صورت داده و بخواهد به آن ببالد، اگر فهرستی از کل برنامه هایش را بررسی کند، شاید بتواند برای ابراز چنین ادعای بزرگی، تنها روی یک اسم قاطعانه بایستد: خندوانه؛ برنامه ای از یک شبکه تازه تاسیس به نام «نسیم».

خنداونه تنها برنده تلویزیون در سال 94 (فوری نوروزی – اسلاید شو)

 

 

روانشناسی برتر: محمد سرافراز اگر بخواهد سرش را بالا بگیرد و سینه سپر کند و بگوید رسانه اش در سالی که گذشت از باب اثرگذاری اجتماعی از طریق برنامه ریزی تلویزیونی کاری صورت داده و بخواهد به آن ببالد، اگر فهرستی از کل برنامه هایش را بررسی کند، شاید بتواند برای ابراز چنین ادعای بزرگی، تنها روی یک اسم قاطعانه بایستد: خندوانه؛ برنامه ای از یک شبکه تازه تاسیس به نام «نسیم».

 اتفاقا این ادعای او را، اگر با هدف اولیه مدیریت سازمان صدا و سیما که همانا ادغام شبکه ها و بهینه سازی و هدفمند کردن آنها بود، یک جا قرار دهیم، می توانیم بپذیریم که خندوانه، در نسیم، جز به لحاظ موفقیت در حوزه تاثیرگذاری، بهینه ترین خروجی سازمان متبوع او پس از اجرای سیاست کوچک سازی نیز بوده است؛ چرا که «نسیم» به عنوان شبکه ای جدید به جای شبکه «تماشایی» نشست که با عنوان شبکه ای موازی کار با شبکه «نمایش»، از بین شبکه های سیمای جمهوری اسلامی ایران حذف شده بود و بنابراین سرافراز توانسته دو شبکه هم راستا را در هم ادغام کرده و شبکه ای دیگر دست و پا کند و در هر دو هدف، خروجی موفقی داشته است.



با این حال، البته نمی توان مدعی بود که شبکه نسیم، جز همین برنامه، خندوانه، دستاورد مهم و موفق دیگری داشته است اما به نظر می رسد در روزهای پخش سری دوم این برنامه از اواخر فروردین تا اواخر مهر ماه سال 1394، خبرسازترین، موفق ترین و قابل بحث ترین برنامه کل سازمان صدا و سیما، همین «خندوانه» بوده است. «خندوانه» آنقدر اثربخش بوده که انگار به همین یک مورد هم بتواند او را در مقابل انتقادهای فراوان به نوع سیاستگذاری اش از یک سو و در مقابل انتقادها به بی اثر شدن سازمانش به لحاظ فرآیندهای اجتماعی از سوی دیگر، ایزوله کند.

اما «خندوانه» چطور پر سروصداترین و به زعم بسیاری از ناظران و کارشناسان، موفق ترین برنامه تلویزیونی ها در سال 1394 شد؟ «خندوانه چه گفتمان هایی را توانست تولید یا تقویت کند و در کل، امروز اگر از «خندوانه» حرف می زنیم، حرف حساب مان چیست؟

دارودسته الکی خوش ها یا خنده بالغ؟


سری دوم برنامه «خندوانه» با تغییراتی چند نسبت به سری نخستش که در سال 93 پخش می شد، نشان داد که در باد موفقیت پیشینش نخوابیده و برای حفظ و حتی افزایش مخاطبی که جمع کرده، برنامه هایی ریخته است؛ نخست، افزودن کاراکتر جناب خان، سپس دعوت از چهره های مختلف [که در سری اول، با جسارت و جرأت هر چه تمام تر، با علم به اینکه حضور سلبریتی ها به هر حال اقبال مخاطب به هر برنامه ای را می تواند تضمین کند، به آنها روی نیاورده بود، طراحی مسابقات مختلف با شکل های برگزاری تازه، تشکیل کمپین های مختلف اجتماعی و سر آخر به راه انداختن پر سروصدا ترین مسابه خود یعنی «خنداننده برتر»، برخی از این برنامه ها بودند که تیم تولید سری دوم برنامه «خندوانه» با توسل به آنها توانستند سری دوم را پربیننده تر از سری اول کنند.

پخش سری دوم «خندوانه» در طول سال 94 به لحاظ تقارن های اجتماعی مصادف بود با رفت و آمدهای محمد جواد ظریف به وین و ژنو و نهایتا آشتی ملی با جامعه جهانی و نتیجتا گشایش فضا به صورت کلی. از این سو، شعار و هدف غایی خندوانه ای ها خندیدن، حتی بدون دلیل عنوان می شد. رامبد جوان به عنوان مجری، از میهمان ها و حاضران در برنامه می خواست مدتی را بدون دلیل بخندند. همین روال برنامه گاهی از سوی منتقدان و رسانه ها به ترویج «الکی خوش بودن» تعبیر شده است. این در حالی است که دست اندرکاران «خندوانه» گویی گوشه ای از کار را گرفته باشند، گشایش هر چند اندک فضا را مشتعل تر کرده و کورسوهای امید را برجسته کرده اند و به جای دمیدن بر کینه ها و سیاهی های موجود، همین گشایش را جدی تر گرفته اند.

یکی از فعالیت های عمده «خندوانه» در سری دوم، ترویج باورپذیر مثبت اندیشی است؛ علاوه بر این، برای اولین بار است که وقتی مجری این برنامه کتاب معرفی می کند یا ما را به صرفه جویی در مصرف آب دعوت می کند، این دعوت، تصنعی و غیرقابل باور به نظر نمی رسد.

در امور خیرخواهانه هم، این بار یک برنامه تلویزیونی نه با سازمان ها و نهادها، بلکه با سازمان ها و نهادهای مختلف با کمک یک برنامه تلویزیونی اهداف اجتماعی خود را مثلا در کمپین های مختلفی چون «شنبه، روز خنده در مترو»، «قطره قطره»، «همسفره» و «کتابخوانی» پی گرفته اند.

اینها همه در حالی است که سازمان صدا و سیما، سال هاست در قالب برنامه های آموزشی و ... این شعار را سر می دهد که می خواهد مردم را به مثبت اندیشی دعوت کند اما این شعار گل درشت و باسمه ای باورپذیر از کار درنیامده است. چه شد که همین هدف (ترویج مثبت اندیشی) از سوی برنامه «خندوانه» بسیار باورپذیر رخ داده است؟

به لحاظ روانی، خندوانه چه مقدماتی را آماده کرده و از چه فرمول های روانشناسانه ای بهره برده تا مخاطب باورش کند؟ کوروش ساسانی، از چند عامل مهم در شکل گیری این باورپذیری یاد می کند. این روانشناس معتقد است «خندوانه» چند ویژگی مهم دارد که با تجهیز به آنها توانسته از سویی متمایز و از سوی دیگر در ترغیب مخاطبانش به آنچه می خواهد، موفق باشد: «خندوانه نگاه ما را به جنبه ای دیگر از زندگی معطوف کرده که به آن کمتر توجه کرده ایم: خنده و شوخی. این برنامه از خنده و شوخی به عنوان نوعی مکانیسم دفاعی بالغانه و پخته بهره برده است.

خنداونه تنها برنده تلویزیون در سال 94 (فوری نوروزی – اسلاید شو)

سازندگان این برنامه، نیک می دانند که نگاه جدی به زندگی، منتج به سخت گرفتن مسائل زندگی و دشواری های زیاد است و در عوض خنده و شوخی، تساهل و تسامح به خرج دادن در زندگی را به ما می آموزد. از طرف دیگر می دانیم که خنده و شوخی می تواند همچون آبی بر آتش خشم و اضطرابی که به شکل روز افزون در زندگی روزمره مان با آن دست و پنجه نرم می کنیم عمل کند.»

ساسانی علاوه بر برشمردن این عامل، به عنوان وجوه تمایز و باورپذیری ترویج مثبت اندیشی، عامل دیگر موفقیت برنامه «خندوانه» را دست گذاشتن روی دغدغه های روزمرده مردم معرفی می کند: «مخاطبانی که از صبح تا شب در راه ساختن و درست کردن زندگی شان با مسائل و مشکلات گوناگونی مواجهند، وقتی شب ها پای برنامه می نشینند که تلاش کرده همان دغدغه های روزمره را با نگاهی دیگر و از دریچه ای تازه همراه با خنده و شوخی مرور کند، احتمالا حال بهتر و احساس خوشایندتری خواهند داشت و همین امر سبب می شود خندوانه در جدول ترجیحات آنان به عنوان برنامه ای خانوادگی اولویت داشته باشد.»

شاید بتوان به دلایل این روانشناس این را هم افزود که اتفاقا خندوانه به این دلیل هم جذاب و باورپذیر است که مروج نوعی خنده از نهادی رسمی است؛ خنده زیرزمینی در فضای مجازی فرصت بروز و ظهور داشته و با فیلتر همچنان می تازد اما همیشه تماشای خرق عادت از جانب نهادهای رسمی (در اینجا تلویزیون) برای مردم کنجکاوی برانگیزتر و جذاب تر بوده است.

اما ساسانی که به عنوان یک روانشناس همواره نگاهی دقیق و علمی به روانشناسی هنر داشته است، درباره تصوری که برخی بر ترویج الکی خوش بودن در این برنامه دارند، معتقد است شاد بودن فرمول جادویی خاصی ندارد. یک انگاره روانشناسی هم مبتنی بر این است که مغز چون نمی تواند فرق خنده واقعی و الکی را تمییز دهد، به هر حال، مفید واقع می شود. بر این اساس، خنده بدون دلیلی که گاهی «خندوانه» ترویج کرده، مفید واقع شده است؟ ساسانی می گوید: «باور معروفی می گوید تنها راه شاد بودن، شاد بودن است؛ همانطور که می گویند حرف حرف می آورد، خنده هم می خنداند. هر چه ما را از فرم عادی و جدی مان خارج کند، غنیمت است؛ حتی خنده تصنعی دیگران. البته که هیچ خنده الکی، تاثیری عمیق و آنچنانی بر روان آدمی ندارد اما همین که برای لحظاتی ما را از کلیشه های معمول مان دور می کند، می تواند مثبت باشد.»

شهر فرنگ؛ از همه رنگ


نگاهی به فهرست میهمان هایی که در سری دوم پخش در «خندوانه» حضور یافته اند، موید چه معنایی است؟ از رضا کیانیان و محمدرضا فروتنِ بازیگر و پرویز کردوانیِ جغرافیدان و علیرضا دبیر شورای شهری و سید حسین هاشمی استاندار و یونس شکرخواه روزنامه نگار و حداد عادل فرهنگستانی گرفته تا عادل فردوسی پور را واقعا چه برنامه ای جز «خندوانه» می توانست میزبانی کند. این ترکیب نامتجانس را در تاریخ سینمای جمهوری اسلامی چه برنامه ای جز «خندوانه» می توانست در یک قالب بگنجاند و با همه، طبق کنداکتور خودش رفتار یکسانی داشته باشد؟ نشاندن غلامعلی حداد عادل و چهره های آکادمیک و سیاسی و اجتماعی روبروی جناب خان به عنوان عروسکی بذله گو و مطرب مشرب، کار شاقی بود که از عهده «خندوانه» برآمد؛ اما مگر «خندوانه» چه داشت که این همه، با هم، تن به خرق عادت های او دادند؟

خنداونه تنها برنده تلویزیون در سال 94 (فوری نوروزی – اسلاید شو)

ساسانی، الگوبرداری «خندوانه» از مولفه های مورد استفاده در برنامه های کودک و نوجوان را علاوه بر اینکه به عنوان یکی از عوامل موفقیت این برنامه می داند، معتقد است استفاده از عروسک جناب خان که برای خودش در این برنامه شخصیت مستقل و جذابی هم ایجاد کرده و اصلا بخش زیادی از معروفیت این برنامه را می توان به او و حرف هایش نسبت داد، سبب شده دست اندرکاران این برنامه بتوانند از خط قرمزهایی که صدا و سیما برای برنامه سازان بزرگسال تعریف کرده، راحت تر عبور کنند.

این روانشناس می گوید: «ظاهرا عبور از این خط قرمزها در سازمان صدا و سیما تنها به همین شیوه می توانست رخ بدهد؛ استفاده از عروسکی که هم طراحی و هم شخصیت پردازی خلاقانه و هوشمندانه ای دارد، باعث شده تا وقتی عبوس ترین و جدی ترین سلبریتی های سیاسی و اجتماعی روبرویش می نشینند، او تقریبا هر آنچه را که در برنامه ای برای بزرگسالان نمی توان با این شخصیت ها در میان گذاشت، مطرح کند. این عامل نیز برگ برنده ای برای «خندوانه» در جذب مخاطب و میهمان های مختلف بوده است.»

ساسانی استفاده از یک عروسک (جناب خان) به عنوان شخصیتی مستقل و به کارگیری رنگ های شاد و متنوع همراه با آهنگ های ریتمیک و شاد و حضور یک مجری پر شور و حال و فعال در حین برنامه را عناصری می داند که پیش از این در برنامه های کودک و نوجوان موفقی همچون «کلاه قرمزی» تجربه شده بودند اما معتقد است به کارگیری و تجربه همین تجربه ها در برنامه های خانوادگی که بیشتر مخاطبان آنها بزرگسالان هستند، علاوه بر کارکردهای قبلی، قابلیت های جدیدی را نیز به این برنامه اضافه کرد.

خنداونه تنها برنده تلویزیون در سال 94 (فوری نوروزی – اسلاید شو)

استندآپ کمدی طنز نیست، هست؟

علاوه بر «الکی خوش بودن»، «خندوانه» را به نگاه سطحی به امور مختلف متهم کرده اند. می گویند این برنامه به عمق مسائل وارد نشده است. می گویند خندوانه برنامه ای تهی از خرد است و در اتاق فکر آن جز برای سرگرمی، آیتم دیگری برای آگاهی سازی تدارک دیده نمی شود. می گویند استقبال از خندوانه یکی دیگر از خروجی های ابتذال طبقه متوسط شهری است.

در این باره کوروش ساسانی بر این باور است آنها که خنده حاصل از «خندوانه» را فرهیخته و عمیق نمی یابند، این موضوع را در نظر نمی گیرند که هدف از به کار بستن مکانیسم خنده و شوخی در چنین برنامه ای اصلا همین به سطح آوردن مردم از اعماق زندگی روزمره است.»

این روانشناس در توضیح عملکرد این مکانیسم می گوید: «چنین مکانیسمی کاری با تعمق و خردورزی های سنگین فکری ندارد. تازه مگر قرار است به همه موضوعات انسانی عمیق و خردمندانه و جدی و عبوس بنگریم؟ باید در نظر داشت همانطور که در زندگی روزمره بخشی از دردها و مسائل و مشکلات ما درمانپذیر هستند، دردها و مسائلی هم وجود دارند که اتفاقا درمان و چاره ای ندارند و ما راهی به جز پذیرش آنها نداریم. با این توضیح، تایید گزاره «خنده بر هر درد بی درمان دواست» مورد تردید قرار می گیرد؛ چرا که در صورت تایید آن، آدم هایی که زیاد می خندند احتمالا نباید درد و مسئله ای داشته باشند. در صورتی که می دانیم اینطور نیست.

خنداونه تنها برنده تلویزیون در سال 94 (فوری نوروزی – اسلاید شو)

 اما به جرأت می توان گفت که خنده پذیرش درد و هموار شدن راه درمان را قابل تحمل تر می کند. به قول میلان کوندرا که در کتاب «خنده و فراموشی» می گوید (نقل به مضمون): خنده ابزار مناسب و ای بسا تنها ابزاری است که به کمک آن می توان درد را فراموش کرد یا از سختی های مواجهه با آن عبور کرد. تا وقتی نتوانی به مشکلی بخندی، نمی توانی از سدش بگذری و آن را فراموش کنی.»

حقیقت این است که دوران تخطئه خنده و تقابل آن به جلافت با توسل به گزاره های خردمندمأبانه به سر آمده است. حرف بسیاری از آنها که برنامه ای مثل «خندوانه» را حاصل نگاهی سطحی به طنز می دانند و آن را چون منجر به تعمق و تفکر در امور مختلف نمی شود، می رانند، مدت هاست حرف حساب نیست. «خندوانه» ادعایی در باب تولید طنز چه فاخر و چه غیر از آن ندارد و اصلا برنامه ای که مبتنی بر استندآپ کمدی است، قرار هم نیست طنز، آن هم از نوع فاخر برای ما به همراه داشته باشد.

«خندوانه» چه غریزه آدمی به خندیدن را برانگیخته باشد، چه خنده ای متفکر را رواج داده باشد، این قابلیت را داشته که بخنداند؛ همان چیزی که سال هاست کمدین های ما، چه آنها که به طنز فاخر گرایش داشته اند و چه آنها که سخیف ترین آثار را ارائه داده اند از آن محرومند؛ هم مهران مدیری به عنوان سلطان بلامنازع طنز تلویزیونی در 15-10 سال گذشته، از پادشاهی بر این نوع طنز خرقه تهی کرده و هم کمدی های سخیف اما سابقا پرطرفدار سینمایی دیگر آن مخاطب انبوه را به سالن های سینما نمی کشانند.

آیا شومنیسم همن لودگی است؟

فاصله بین لودگی و شومنیسم واقعی در چیست؟ درباره رامبد جوان می گویند که در عین حال که اجرایی حرفه ای و مفرح دارد، مودب هم هست. کنار هم داشتن این هر دو خاصیت، اغلب در مجری های صدا و سیما اتفاق نیفتاده است. آنها دو راه در پیش می گیرند؛ آنقدر لودگی می کنند که باسمه ای می شود یا آنقدر اتو کشیده اند که از آن سوی وپشت بام پرتاب می شوند. مرز این دو بسیار باریک است. با بررسی الگوهای مختلف در 30 سال پیش می توان دریافت که رامبد جوان به حالتی کاملا متعادل رسیده است.

معروف بود که تا پیش از حضور نسل دوم مجریان پس از انقلاب مانند محمود شهریاری، حسین رفیعی، محمد حسینی و ... مجری گری در تلویزیون مشمول قواعد دست و پا گیری بوده و مجری با یک آناتومی بی تحرک و اجرایی منفعل، صرفا وظیفه اجرای بی چون و چرای کنداکتور برنامه را برعهده داشته است و نسل دوم توانسته اند اندکی تغییر ایجاد کنند اما حالا از این نسل دومی ها کدام یک به دامان لودگی در نغلتیده است؟ اجرای رامبد جوان اما، نه حرص کسی را درمی آورد و نه آنقدر مبتنی بر مولفه های کاذب با ادب بودن است که حوصله کسی را سر ببرد.

خنداونه تنها برنده تلویزیون در سال 94 (فوری نوروزی – اسلاید شو)

تغییر گفتمان های ارزشی رایج در تلویزیون

سازندگان «خندوانه» سعی داشته اند یک کمدی را با ملاحظات مذهبی و مناسبت های آن همراه کنند و این خود نشان دهنده بروز تحول در برنامه سازی تلویزیونی از نوع کمدی است. رویکرد برنامه «خندوانه» به موضوعات ارزشی در سالی که گذشت، نوعی از تلاش برای تغییر گفتمان های رایج هم بوده است؛ خلافِ دیگر برنامه های کمدی که هر گاه به مناسبت هایی جدی می رسند، پخش شان به تعویق می افتد، «خندوانه» با طرح و برنامه ای متناسب با آن مناسبت یا رویداد روی آنتن می آمد و هیچ گاه هم این تناسبی که ایجاد کرده بود، توی ذوق نمی زد.

مثلا این برنامه به مناسبت هفته دفاع مقدس از خانواده شهدای ادیان مختلف دعوت کرد تا هم کلیشه های رایج در برنامه سازی برای دفاع مقدس را شکسته باشد، هم راهی پیدا کند که برنامه اش از کنداکتور پخش بیرون نرود.

«خندوانه» ای ها مشابه همین کار را در مصادف شدن برنامه شان با فاجعه منا هم تکرار کردند. برنامه ویژه دفاع مقدس «خندوانه» از سوی دیگر گفتمان غالب تلویزیون در رابطه با دفاع مقدس را شکست. ظاهرا همان اتفاقی افتاده بود که زمان تشییع پیکر شهدای غواص نیز رخ داده بود؛ دیگر تنها قشری خاص نبودند که بتوانند نمایندگان بی چون و چرای باورهای دفاع مقدس باشند؛ این بار طیف های مختلف مردم نیز به صحنه آمده بودند تا بگویند مفهوم شهادت و دفاع مقدس، گفتمانی فراجناحی است.

قاعدتا این رویکرد «خندوانه» به مناسبت هایی که طی آنها همیشه صدا و سیما برنامه های روتین خود را مسکوت گذاشته، موفقیتی است برای برنامه سازی کمدی برای تلویزیونی که هیچ گاه راه حلی در این گونه بزنگاه ها نیافته بود.

تندروها این ماجرا را به نوعی جریان مخرب خزنده در تلویزیون تعبیر کرده اند، غافل از اینکه هر وقت راهی باز می شود، تلویزیون می تواند مخاطبش را حفظ کند و کمتر سراغ از شبکه های ماهواره ای بگیرد؛ شبکه هایی که همین تندروها نسبت به گرایش مردم به آنها همواره هشدار می دهند.

منبع:مجله گردون - نگار حسینخانی


مطالب مرتبط

رپورتاژ آگهی

دانلود نمونه سوالات تستی و تشریحی آیین نامه راهنمایی و رانندگی+جزوات سیستم همکاری در فروش سبزگستر

خرید فروشگاه مسبی

نظرات ارسال شده

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی