تبلیغات

آسمان هاست

آخرین ارسال های انجمن دوست داشتنی ها

کمی طاقت داشته باشید...
عنوانپاسخبازدیدتوسط
140aminmoin
2779aminmoin
130aminmoin
034admin
031admin
025admin
026masin
021masin

رمان ببخشید انگاری اشتباه شد

رمان ببخشید انگاری اشتباه شد
رمان ببخشید انگاری اشتباه شد
رمان ببخشید انگاری اشتباه شد
قسمتی از داستان رمان ببخشید انگاری اشتباه شد

 

 صهبا دختري كه سعي مي كنه جلوي احساسشو بگيره نسبت به كسي كه چندسال همه دنياش بود، ولي. . .من دیدم رفتن تو با اون و رسید به گوشم حرفاتوناینم از عکساتونآره دیدم که با هم خوبین و رفتمخدا به همراتون ، دست حق باتونتا فهمیدم که با اون شادیگفتم برو آزادیتو حذب بادیخیلی سخت بودولی این دو روییا رو Mer30 یاد دادیقسمتی از داستان:نميدونم ساعت چند بود كه از خواب بيدار شدم، أيينه چيز جديدي واسم نداشت، بازم همون جمله تكراري خودم:به جهنم كه نيستي. . .مگه مغول ها به قرن تمام حمله نكردن. . . !!!مگه نگذشت. . . ؟؟؟نبودن توهم ميگذره. . .هرروز صبح اينو با صداي بلند مي خونم تا شايد يه روز… فراموش كه نه ولي ديگه بهش فكر نكنم، بازم مثه هرروز لپتاپو روشن مي منم و ميرم فيسبوك… كارم همين شده بود… چرخيدن تو دنياي مجازي… من كه از دنياي واقعيش خيرينديدم، ببينم اين دنياي مجازي با ما چيكار مي كنه،همهش از يه لجبازي شروع شد، از يه كل كل يا به قول خودش حاضر جوابي… مامانم هميشه بهم مي گفت اين زبونت بالاخره كار دستت ميده، راست مي گفت بنده خدا…. گوشيم زنگ خورد وندا بود، وندا تنها دوستم تو دانشگاه بود، در واقع تنها كسي بود كه دركم مي كرد._جانم؟؟؟
 

باتشکر از توپترینها / جادوی کلمات

برچسب ها : , , , , , , , , , , ,
محبوب کن - فیس نما

مطالب مرتبط

تبلیغات

لطفا برای حمایت از ما بر روی تبلیغ زیر یک بار کلیک کنید دانلود نمونه سوالات تستی و تشریحی آیین نامه راهنمایی و رانندگی+جزوات سیستم همکاری در فروش سبزگستر

بخش نظرات این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی