close
تبلیغات در اینترنت
داستان زیبا

جادوی کلمات | سایت تفریحی , سرگرمی

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

آخرین ارسالی های انجمن وبلاگ نویسان

 

1family
داستان رمانتیک ترین زوج دنیا

روابط عاطفی میان زوج های عاشق همیشه قشنگ و احساسی بوده است. این زوج ها معمولا برای یکدیگر کادو و گل خریداری می کنند تا همیشه رابطه احساسی پایدار باشد اما برخی از این زوج ها کارهای خاصی انجام می دهند که باورکردنی نیست. “بیل برسنان” به همراه همسرش رابطه احساسی خاصی دارد که شاید باورکردنی نباشد. این زوج نزدیک به 40 سال است که با یکدیگر زندگی می کنند و در طول این مدت یک کار شگفت انگیز انجام داده اند.

“بیل” در طول 40 سال گذشته هر روز یک نامه عاشقانه برای همسرش نوشته است و تا به حال تعداد این نامه ها به 10 هزار عدد رسیده که در نوع خود بسیار جالب است. بیل می گوید در این مدت هیچ چیز مانع از نوشتن نامه میان ما نشده است. آن ها اعتقاد دارند که این کارشان می تواند باعث انگیزه گرفتن زوج های جوان شده و رابطه ای احساسی و عاشقانه میان ان ها یاجاد کند. این زوج خوشبخت همچنین راز زندگی مشترکشان را همدلی و تلاش کنار هم اعلام کرده اند.

منبع: زیباکده- جادوی کلمات

 

92.داستان بادکنک

چهارشنبه 05 آذر 1393

سمیناری برگزار شد و پنجاه نفر در آن حضور یافتند. سخنران به سخن گفتن مشغول بود و ناگاه سکوت کرد و به هر یک از حاضرین بادکنکی داد و تقاضا کرد با ماژیک روی آن اسم خود را بنویسند. سخنران بادکنک‌ها را جمع کرد و در اطاقی دیگر نهاد. سپس از حاضرین خواست که به اطاق دیگر بروند و هر یک بادکنکی را که نامش روی آن بود بیابد. همه باید ظرف پنج دقیقه بادکنک خود را بیابند. همه دیوانه‌وار به جستجو پرداختند؛ یکدیگر را هل می‌دادند؛ به یکدیگر برخورد می‌کردند و هرج و مرجی راه انداخته بودند که حد نداشت. مهلت به پایان رسید و هیچکس نتوانست بادکنک خود را بیابد. بعد، از همه خواسته شد که هر یک بادکنکی را اتفاقی بردارد و آن را به کسی بدهد که نامش روی آن نوشته شده است. در کمتر از پنج دقیقه همه به بادکنک خود دست یافتند.

سخنران ادامه داده گفت: «همین اتّفاق در زندگی ما می‌افتد. همه دیوانه‌وار و سراسیمه در جستجوی سعادت خویش به این سوی و آن سوی چنگ می‌اندازیم و نمی‌دانیم سعادت ما در کجا واقع شده است. سعادت ما در سعادت و مسرّت دیگران است. به یک دست سعادت آنها را به آنها بدهید و سعادت خود را از دست دیگر بگیرید

منبع: برگرفته شده از سایت همکار خوبم فرناز خانم »http://farnaz67.blogfa.com

71. داستان پادشاه و تخته سنگ

یکشنبه 26 مرداد 1393

71. داستان پادشاه و تخته سنگ

در زمان های گذشته،پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد و برای اینکه عکس العمل مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد.

بعضي از بازرگانان و نديمان ثروتمند پادشاه بي تفاوت از کنار تخته
سنگ مي گذشتند. بسياري هم غرولند مي كردندكه اين چه شهري است كه نظم ندارد.

حاكم اين شهر عجب مرد بي عرضه اي است و ... با وجود اين هيچ كس تخته سنگ را از وسط بر نمی داشت. نزديك غروب، يك روستايي كه پشتش بار ميوه و سبزيجات بود ، نزديك سنگ شد.

بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را كناري قرار داد.ناگهان كيسه اي را ديد كه زير تخته سنگ قرار داده شده بود ، كيسه را باز كرد و داخل آن سكه هاي طلا و یک یادداشت پیدا کرد.

پادشاه در ان يادداشت نوشته بود : " هر سد و مانعي می تواند
يك شانس براي تغيير زندگي انسان باشد"

‏در زمان های گذشته،پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد و برای اینکه عکس العمل مردم را ببیند خودش را در جایی مخفی کرد.

بعضي از بازرگانان و نديمان ثروتمند پادشاه بي تفاوت از کنار تخته 
سنگ مي گذشتند. بسياري هم غرولند مي كردندكه اين چه شهري است كه نظم ندارد.

حاكم اين شهر عجب مرد بي عرضه اي است و ... با وجود اين هيچ كس تخته سنگ را از وسط بر نمی داشت. نزديك غروب، يك روستايي كه پشتش بار ميوه و سبزيجات بود ، نزديك سنگ شد.

بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را كناري قرار داد.ناگهان كيسه اي را ديد كه زير تخته سنگ قرار داده شده بود ، كيسه را باز كرد و داخل آن سكه هاي طلا و یک یادداشت پیدا کرد.

پادشاه در ان يادداشت نوشته بود : " هر سد و مانعي می تواند
يك شانس براي تغيير زندگي انسان باشد"‏

60.داستان معنی قرآن

چهارشنبه 11 تير 1393
60.داستان معنی قرآن
imagesCA652G0M.jpg
میگویند: مردی بود قرآن میخواند واز معنی قرآن هیچی نمیفهمید .
پس پسرش از او پرسید ...پدر چه فایده ای دارد قرآن میخوانی بدون اینکه معنی آن رابفهمی .

پدر گفت پسرم سبدی بگیر واز آب دریا پرکن وبرایم بیاور .

پسر به پدرش گفت که غیر ممکن است که آب درسبد باقی بماند .

پدر گفت امتحان کن پسرم .پسر سبدی که درآن زغال میگذاشتند گرفت ورفت بطرف دریا

وامتحان کرد سبدرازیرآب زد وبسرعت بطرف پدرش دوید ولی همه آبها از سبد ریخت وهیچ

آبی در سبد باقی نماند .پس به پدرش گفت که هیچ فایده ای ندارد .

پدرش گفت دوباره امتحان کن پسرم .سپس دوباره امتحان کرد ولی موفق نشد که آب

رابرای پدر بیاورد .برای بار سوم وچهارم وپنجم هم امتحان کرد تا اینکه خسته شد وبه

پدرش گفت که غیر ممکن است که سبد از آب پرشود .سپس پدر به پسرش گفت سبد

قبلا چطور بود .

اینجا بود که پسرک متوجه شد به پدرش گفت بله پدر قبلا سبد از باقیمانده های زغال

کثیف وسیاه بود ولی الان سبد پاک وتمیز شده است .سپس پدر به پسرش گفت این

حداقل کاری است که قرآن برای قلبت انجام میدهد .

پس دنیا وکارهای دنیا به تحقیق که قلبت را از کثافتها پرمیکند وخواندن قرآن همچون دریا

سینه ات راپاک میکند اگرچه هیچی از آن حفظ نباشی ومعنی اش رانفهمی.

رپورتاژ آگهی

دانلود نمونه سوالات تستی و تشریحی آیین نامه راهنمایی و رانندگی+جزوات سیستم همکاری در فروش سبزگستر

خرید فروشگاه مسبی