close
تبلیغات در اینترنت
36 داستان پرواز به مقصد لاس وگاس

جادوی کلمات | سایت تفریحی , سرگرمی

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

آخرین ارسالی های انجمن وبلاگ نویسان

36. داستان  پرواز به مقصد لاس وگاس

 

 

جیم اسمیت اهل نیویورک بود. او قصد سفر به لاس وگاس را داشت؛ بنا براین بلیتی خرید و عازم فرودگاه شد. چون کمی زودتر از پرواز به فرودگاه رسیده بود، تصمیم گرفت روی ترازو بایستد، سکه ای بیندازد و ببیند وزنش چقدر است. گزارش ترازو چنین بود:” نام شما جیم اسمیت و وزنتان ۱۰۰ کیلو است. قصدا دارید با پرواز ساعت ۱۲ عازم لاس وگاس شوید.” از اینکه دید این همه اطلاعات کاملا درست است، تعجب کرد. فکر کرد کسی می خواهد او را دست بیندازد. بنابراین، بار دیگر روی ترازو رفت و سکه ای دیگر انداخت. گزارش دستگاه چنین بود: ” نام شما هنوز هم جیم اسمیت و وزنتان هم ۱۰۰ کیلو است. کما کان قصد دارید با پرواز ساعت ۱۲ عازم لاس وگاس شوید.” دیگر کاملا شک کرده بود و این بار تصمیم گرفت آن کسی که وی را دست انداخته است، گول بزند. به اتاق آقایان رفت و لباسش را عوض کرد. حتی مدتی طول کشید تا تغییر قیافه بدهد. بار دیگر روی ترازو رفت، سکه ای انداخت و مشغول خواندن گزارش شد: ” نام شما هنوز هم جیم اسمیت و وزنتان هم ۱۰۰ کیلو است، ولی مدتی است که از پرواز ساعت به مقصد لاس وگاس جا مانده اید!”

نکته: بیشتر ما انسانها رویاهایی در سر داریم و با اشتیاق هر چه تمام تر هدف گذاری می کنیم. در راستای رسیدن به اهداف خود، گامهایی بر می داریم. اما در طول این مسیر موانعی سر راهمان قرار می گیرند و در نهایت رویاهایمان را به دست فراموشی می سپاریم. سر انجام، زمانی متوجه می شویم چه اتفاقی افتاده که دیگر فرصتی برای شروع دوباره در اختیار نداریم. برای رسیدن به موفقیت های بزرگ، همواره چشم به هدف بدوزید و لحظه ای از تلاش دست بر ندارید.

رپورتاژ آگهی

دانلود نمونه سوالات تستی و تشریحی آیین نامه راهنمایی و رانندگی+جزوات سیستم همکاری در فروش سبزگستر

خرید فروشگاه مسبی