close
تبلیغات در اینترنت
5. داستان کمان بدون زه

جادوی کلمات | سایت تفریحی , سرگرمی

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

آخرین ارسالی های انجمن وبلاگ نویسان

5. داستان کمان بدون زه

چهارشنبه 17 ارديبهشت 1393

5. داستان  کمان بدون زه

 

 

واقعه ی کوچک و زیبایی در زندگی ایزوپ، داستان نویس بزرگ یونان، روی داد. یک روز او با کودکان بازی می کرد. آنها با هم فریاد می کشیدند و می خندیدند. یکی از اهالی آتن که از آنجا می گذشت، با حیرت گفت:« یک انسان بالغ نباید این چنین وقت خود را هدر دهد!» ایزوپ در جواب آن مرد کمانی برداشت، زه آن را در آورد و کمان را روی زمین گذاشت. آنگاه رو به رهگذر کرد و گفت:« ای مرد عاقل، کمان بدون زه چه معنایی دارد؟» مرد گیج شده بود و نمی توانست پاسخ قابل قبولی بیابد:« نمی توانم معمای تو را حل کنم. معمای این کار چیست؟» ایزوپ جواب داد:« اگر همیشه کمان را خمیده نگاه داری، حالت ارتجاعی خود را از دست می دهد. اما اگر گاهی آن را آزاد بگذاری، هنگام نیاز کارآیی بهتری خواهد بود.» نکته: آیا بسیاری از ما شبیه کمان خمیده ای نیستیم که زه آن سختی کشیده شده است؟ پس ما هم احتیاج داریم گاهی بدون زه باشیم و استراحت کنیم تا بتوانیم از نیروی خویش استفاده ی بهتری ببریم. بهتر است به یاد داشته باشیم که برای آسودن باید رها شدن را آموخت. تمدد اعصاب واقعی به معنای استراحت کردن است؛ آسودن در پیشگاه خدا تا نیروی او درون ما جاری شود و وجودمان را لبریز سازد. بنابراین باید گاهی سکوت کنیم. پس باید خاموش باشید. به این ترتیب، سکوت قدرت خداوند درون ما جاری شده و هنگام ضرورت و عمل آماده تر خواهیم بود.

رپورتاژ آگهی

دانلود نمونه سوالات تستی و تشریحی آیین نامه راهنمایی و رانندگی+جزوات سیستم همکاری در فروش سبزگستر

خرید فروشگاه مسبی