close
تبلیغات در اینترنت
84.داستان همه چیز به تو بستگی دارد

جادوی کلمات | سایت تفریحی , سرگرمی

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

آخرین ارسالی های انجمن وبلاگ نویسان

84.داستان همه چیز به تو بستگی دارد

زن جوانی به پدرش شکایت کرد که زندگی سخت و دشواری دارد. پدرش به او گفت:” با من بیا، می خواهم چیزی نشانت بدهم.” پدر دخترش را به آشپزخانه برد و آنجا سه کتری آب را روی اجاق گاز گذاشت تا حرارت بینند. در همین حال او چند هویج را تکه کرد و آنها را درون اولین کتری ریخت تا بجوشد. بعد در کتری دوم دو عدد تخم مرغ گذاشت و در کتری سوم مقداری قهوه ی آسیاب شده ریخت. دقایقی بعد مرد هویجها را در کاسه ای قرار داد، تخم مرغها را پوست کند و آنها را در کاسه ی دیگری گذاشت و قهوه را هم در فنجانی ریخت. و آن گاه همه را جلوی دخترش گذاشت. دختر که حوصله اش سر رفته بود، پرسید:” این کارها برای چیست؟” پدرش جواب داد:” هر یک از اینها به ما درسی برای روبه رو شدن با مشکلات می دهند. هویجها ابتدا سخت و محکم بودند اما وقتی پخته شدند، نرم شدند. تخم مرغها شل بودند و پس از آنکه جوش خوردند سخت شدند. اما قهوه آب را به چیزی بهتر تبدیل کرد.” بعد پدر در ادامه ی صحبتش گفت:” عزیزم تو می توانی برای چگونه برخورد کردن با مشکلات تصمیم بگیری. می توانی بگذاری تحت تاثیر آنها ضعیف شوی، یا می توانی آنها را به چیز مفیدی تبدیل کنی. همه چیز به تو بستگی دارد.”

اگر با مشکلات برخورد درستی بشود، سبب پیشرفت می گردد.” جان سی. ماکسول”

رپورتاژ آگهی

دانلود نمونه سوالات تستی و تشریحی آیین نامه راهنمایی و رانندگی+جزوات سیستم همکاری در فروش سبزگستر

خرید فروشگاه مسبی