تبلیغات

آسمان هاست

آخرین ارسال های انجمن دوست داشتنی ها

کمی طاقت داشته باشید...
عنوانپاسخبازدیدتوسط
140aminmoin
2779aminmoin
130aminmoin
034admin
031admin
025admin
026masin
021masin

رمان درسا

رمان درسا
رمان درسا
رمان درسا
قسمتی از داستان رمان درسا
 
درسا دختری زیبا و از یک خانواده ی متمول است که عاشق ساسان پسر یکی از دوستان پدرش که وضعیت مالی در حد معمولی دارند، میشود. همه چیز از آنجا شروع میشود که ساسان با دختر دایی اش فرشته ازدواج میکند و درسا در مقام انتقام گیری بر می آید…قسمتی از داستانخانم هاشم زاده خنده ای پشت تلفن کرد:-همه خوبن. ساسان که از همه بهتره!-چطور؟-جمعه شب مراسم نامزدیشه! دختر برادرم فرشته رو واسش نشون کردیم. زنگ زدم که شما رو هم دعوت کنم!درسا با شنیدن این حرف از دهان خانم هاشم زاده گوشی تلفن از دستش روی زمین افتاد.در ذهنش گذشت:-نامزدی ساسان و فرشته؟ این امکان نداره! پس اون نگاهها، لبخندها، غیرت وقت و بیوقت… همه و همه دروغ بود؟به سرعت به خودش آمد. مغرور تر از آن بود که مکتونات قلبی اش را بروز دهد:-ببخشید گوشی از دستم افتاد.مادر به کنارش آمد. با سرعت از خانم هاشم زاده خداحافظی کرد و گوشی را به دست مادرش داد.با گامهایی سست و افکاری پریشان به اتاقش رفت. همانجایی که مکان خلوتش بود. در را قفل کرد. اشکها بی محابا بر روی صورتش روان شدند.زیر لب گفت:
پسورد: www.tooptarinha.com
باتشکر از توپترینها / جادوی کلمات

برچسب ها : , , , , , , , , , , , ,
محبوب کن - فیس نما

مطالب مرتبط

تبلیغات

لطفا برای حمایت از ما بر روی تبلیغ زیر یک بار کلیک کنید دانلود نمونه سوالات تستی و تشریحی آیین نامه راهنمایی و رانندگی+جزوات سیستم همکاری در فروش سبزگستر

بخش نظرات این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی